خبرگزاری حوزه| انسانی که در میدان نبرد تاب میآورد، پیشتر در میدان نفس پیروز شده است.مقاومت فقط ایستادگی در برابر دشمن نیست. پیش از آن، مقاومت یک فرایند تربیتی است.
قرآن کریم، هدف از بعثت پیامبر اکرم (ص) را «تزکیه» و «تعلیم» میداند (جمعه: ۲). پیش از آموزش کتاب و حکمت، «تزکیه» آمده است. این یعنی ساختن انسان، مقدم بر هر چیز دیگر است. امام خمینی (ره) نیز با درک همین اولویت، بارها تأکید کردند که «آن قدر که انسان غیر تربیت شده مضر است برای جوامع، هیچ شیطانی و هیچ حیوانی و هیچ موجودی آن قدر مضر نیست. آن قدر که انسان تربیت شده مفید است برای جوامع، هیچ ملائکه ای و هیچ موجودی آن قدر مفید نیست. اساس عالم بر تربیت انسان است. انسان عصاره ی همه موجودات است و فشرده تمام عالم است و ما محتاج انسانسازی هستیم.
انسانسازی چیست؟ در روایات اهل بیت (ع)، جهاد اکبر یا مبارزه با نفس، پایه و اساس هر جهادی معرفی شده است. امام صادق (ع) میفرمایند: «قلب را دوست خود و نفس را دشمن قرار ده». این یعنی انسان مقاوم ابتدا باید بر درون خود مسلط شود؛ بر ترس، بر طمع، بر خودخواهی. کسی که بر نفس خود غلبه نکند، در میدان نبرد کم میآورد.
جهاد اصغر؛ آزمون انسان ساختهشده
اگر جهاد نفس، کلاس درس باشد، جهاد بیرونی، میدان امتحان است. در جنگ تحمیلی رمضان (اسفند ۱۴۰۴ش) این آزمون در بزرگترین مقیاس ممکن رخ داد. دشمن با ترور مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای(ره) و فرماندهان ارشد نظامی، و با بمباران زیرساختها و مناطق مسکونی، فشار را به حداکثر رساند. تحلیل دشمن این بود که جامعه ایران تاب چنین ضربهای را ندارد و از هم میپاشد.
اما آنچه رخ داد، دقیقاً برعکس بود. مردم به خیابانها آمدند؛ تجمعات شبانهروزی شکل گرفت. پویش «جانفدا، برای ایران» با ثبتنام بیش از ۳۱ میلیون نفر برای دفاع از کشور، تبدیل به نماد همبستگی ملی شد. این حضور میلیونی، یک واکنش احساسی زودگذر نبود، بلکه ثمره همان انسانسازیای بود که سالها در مکتب اسلام و انقلاب صورت گرفته بود. انسان مقاوم، محصول همان کلاسهای درس تزکیه بود که حالا در میدان آزمون، نمره قبولی گرفت.
نقش مرجعیت در جهتدهی به انسان مقاوم
در این میان، نقش روحانیت و مرجعیت در هدایت این انسان های مقاوم، حیاتی بود. حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی با صدور فتوای جهاد علیه آمریکا و اسرائیل، تکلیف شرعی مردم را روشن کردند. ایشان با استناد به روایت امام صادق (ع) که وقتی از امام صادق می پرسند کسی قصد مال ما، سرزمین ما و خاک ما کرد چه کنیم، امام فرمود خونش به عهده من امام صادق، خونش را بریز، فرمودند: «خون صهیونیست و ترامپ به گردن امام زمان (عج) است؛ بجنگید». این فتوا، مقاومت را از یک انتخاب سیاسی به یک تکلیف دینی تبدیل کرد و به مردم نشان داد که ایستادگی در برابر متجاوز، نه تنها حق طبیعی، بلکه واجب شرعی است.
همچنین ایشان مردم حاضر در صحنه را «جزء فرشتگان خدا روی زمین» خواندند. این تعبیر، نشان میدهد که در نگاه مرجعیت، انسان مقاوم فقط یک رزمنده نیست، بلکه موجودی است که با عمل خود، به مقام ملائکه نزدیک میشود.
تولد انسانی جدید
این جنگ، انسان جدیدی ساخته است، انسانی که ترسهای کوچک را کنار گذاشته، قدر امنیت را میداند، و به جای فرار از سختی، در دل آن به دنبال رشد است. انسانی که فهمیده «پیروزی» همیشه به معنای فتح نظامی نیست، بلکه گاهی به معنای «نشکستن» است.
این انسان، همان «مؤمن مبعوث» است که قرآن وعده داده: «فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ» (اسراء: ۵). بندگانی که در دل سختیها برانگیخته میشوند و با ارادهای استوار، فساد را از بین میبرند. انسان مقاوم، همان بنده برانگیخته است.
مجتبی فرموده











نظر شما